شيخ ذبيح الله محلاتى
47
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
صلبه و احب اللّه ان يخرجها من صلبى فجعلها تفاحة فى الجنة و اتاني بها جبرئيل الخ ( آنچه در لقب منصوره سبق ذكر يافت و جلوات آن نور فاطمى تجليات خاصته داشته گاهى در ساق عرش گاهى در آسمانها هريك بنحو خاص و نهج مخصوص و گاهى در بهشت در نظر آدم و حواء به صورت جاريه حسناء و گاهى در حقه نور و گاهى در قنديل محجوبه و مستورة و گاهى در سيب و رطب و انگور بهشتى و اين از خصائص آن مخدره است قسم دوم دسته اخباريست كه دلالت دارد آن مخدره از نور رسول خدا خلق شده است و از نقل همه آنها عذر مىخواهم چون آن روايات را در جلد سوم ( تاريخ سامره ) در نصوص امامت امام على النقى ( ع ) كاملا ايراد كردهام در اينجا از كتاب مقتضب الاثر اين يك حديث را مىنويسم سلمان فارسى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت مىنمايد كه آن حضرت فرمود خداوند مرا از صفوه نور خود خلق فرمود و مرا باطاعت خود خواند پس اطاعت كردم خدا را پس از نور من نور على را خلق كرد و او را بطاعت خود خواند و على او را اطاعت كرد آنگاه از نور من و على فاطمة ( ع ) را خلق نمود و او را دعوت بطاعت خود فرمود اجابت كرد آنگاه از نور من و على و فاطمة نور حسن و حسين را خلق كرد و ايشان را بطاعت خود خواند اجابت كردند پس ما را به پنج اسم يكى از اسماء خود ياد كرد خدا محمود است و من محمد خدا عالى است و ابن عم من على است خدا فاطر است و اين است فاطمهء و از براى خدا احسان است و اين است دو فرزند من حسن و حسين پس خلق كرد از نور ما نه نفر از ائمه طاهرين را و ايشان را بطاعت خود دعوت كرد الحديث قسم سوم ( ر ) اخباريست كه انوار خمسة از يك چشمه باشند محل حاجت آن روايات يكى اين است كه رسول خدا بعمويش عباس بن عبد المطلب فرمود اى عمو من و على و فاطمه و حسن و حسين از يك چشمهايم و ما را خداوند خلق فرمود وقتى كه آسمان و زمين و بهشت و دوزخ نبود و ما بوديم و تسبيح خدا را مىكرديم در وقتى كه تقديس و تسبيحكننده نبود خداوند متعال خواست صنعت و خلقت خود را ظاهر كند شكافت نور مرا و از آن عرش را خلق كرد پس نور عرش از نور من است و نور من از نور إله است و من از عرش افضل